خرید بک لینک
پریروز پیرو اتفاقاتی که افتاد، تحلیل هایی منتشر شد، که بعضی رو که میخوندم با خودم میگفتم این آدمها چه قدر خوب مینویسند. راستش قدیم ها که بیشتر اینجا مینوشتم اوضاع نوشتن من هم بد نبود. هر چند همون موقع

برچسب: نویسنده: آیلین فرهادی تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 8:36

خدا پدر و مادر کسی که VLOOKUP رو اختراع کرد رو بیامرزه. نور به قبرش بباره. اکسل برنامه جالبیه با امکانات هیجان انگیز. البته هیجان انگیز برای کسی که اهلش باشه. اگر اندکی با عدد و رقم و جدول و آمار و اط

برچسب: نویسنده: آیلین فرهادی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 12:24

مجلۀ «پیام مشاور» دانشگاه تهران (شماره 205) در مورد «شاخص برون گرایی» نوشته است: «افرادی که میزان شاخص برون گرایی در آن ها زیاد است: ارتباط با افراد برایشـــان جذاب است، اجتماعی و خوش مشـرب اند؛ از بو

برچسب: نویسنده: آیلین فرهادی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 12:24

هیچ وقت سر در نیاوردم که بابت بیخبریهایم از اوضاع روز و تحولات سیاسی چیزی از زندگیام کم شده است یا چیزی به آن اضافه. همین الان چند متر عقب تر از میز من همکاران در حال رایزنی در خصوص جوانب آخرین حوا

برچسب: نویسنده: آیلین فرهادی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 12:24

من کتاب خواندن را خیلی دوست دارم. یک دورهای (در اواخر نوجوانی و اوایل جوانی) هم جزو اقشار بسیار کتابخوان به شمار میآمدم که در تأمین سرانه مطالعه کشور نقش به سزایی داشتم. امروز برای اولین بار در زند

برچسب: نویسنده: آیلین فرهادی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 12:24

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ
حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ،
وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ،
اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ،
وَشٰايَعَتْ وَبٰايَعَتْ وَتٰابَعَتْ عَلىٰ قَتْلِهِ،
اَللّٰهُمَّ الْعَنْهُمْ جَميعاً

برچسب: نویسنده: آیلین فرهادی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 12:24

اوضاع شرکت به سامان نیست. بخشی که کار میکنم در حال تغییر تحول است. هفتۀ پیش، خیلی بیمقدمه، چند نفر را جابهجا کردند. من در مرکز تحولات نیستم اما خواهناخواه دورادور همه تحت شعاع خواهیم بود. نیرو کم

برچسب: نویسنده: آیلین فرهادی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 12:24

وقتی گریه داشته باشم، نوحه و امثالهم نیاز ندارم. وقتی هم که نداشته باشم، به زور نوحه هم گریه ام نمی آید. سنگی هستم برای خودم. سخت. نفوذ ناپذیر.
پیش آمده که به هوای نوحه و روضه هم گریه کرده باشم، نه که نکرده باشم، اما هر وقت این شکلی اشکم در آمده، بعدش عذاب وجدان گرفتهام. چرا که اشکی که ریخته برای حسین نریخته. غش در معامله بوده. یاد گیر و گرفتاری های خودم بودم که اشکم در آمده. همین است که این جور گریه کردن را دوست ندارم.

برچسب: نویسنده: آیلین فرهادی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 12:24

باید با خودم قرار بگذارم که در کار غرق نشوم.

امروز 5 دقیقه رفتم پیاده روی. کم است اما از قفل شدن پشت میز بهتر است. الان هم میخواهم بعد از پست کردن این نوشته یک صفحه کتاب بخوانم. رمانی ست 760 صفحه ای که حساب کرده ام اگر روزی سه صفحه بخوانم هفت ماه بعد تمام میشود ... کتاب بلند نوشتن در این روزگار نیز از عجایب خلقت است.

برچسب: نویسنده: آیلین فرهادی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 12:24

یادتان هست میخواستم در کار غرق نشوم؟ نشد. غرق شدم. بد جور. یادتان هست از نابهسامانی محل کارم و تبعاتش نوشته بودم؟ دامن گیرم شد.

هر روز به سختی به یک سوم کارهایی که باید انجام دهم میرسم. نفسگیری در این شرایط بسی دشوار است. خسته میشوم، اما راضیام. هیچ وقت از کار فراری نبودهام، اما از کار بیفایده چرا. از اعصاب خوردیهای بیخود، چرا. الان با عوض شدن مدیرمان از نظر روحی سبکتر و خوشحالتر هستم و همین سبکی چالاکترم میکند.

برچسب: نویسنده: آیلین فرهادی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 12:24

در به در دنبال یک ایمیلی می گردم و پیدایش نمی کنم. پارسال به یکی از مشتریان گفته بودیم تحویل سفارشی را متوقف کند. امسال هر چی دنبال سند و مدرکی در این خصوص میگردم، نیست که نیست. طرف هم مدعی شده که به

برچسب: نویسنده: آیلین فرهادی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 12:24

بابا هر بار که سر میزد و پیگیر کار میشد، کلی امیدوار برمیگشت که دیگر چیزی نمانده و وعدهاش دادهاند به سه ماه دیگر. مامان دوست داشت امیدوار باشد اما از سه ماهۀ دوم به بعد دیگر وعدهها باورش نشد و شروع کرد به آیه یاس خواندن. بابا واقعبینی مامان را دوست نداشت و میخورد تو ذوقش.

هر دو اخمهاشان میرفت تو هم ...

پ.ن. و البته مامان دیگر نیست که اخم و تخم بکند ...

برچسب: نویسنده: آیلین فرهادی تاريخ: يکشنبه 18 فروردين 1398 ساعت: 21:36

مامان که رفت من هم هوس کردم برگردم توی لاک خودم. اما این روزها تنها بودن سخته. سخته که توی یک سالن باز کار کنی و بخوای برای خودت باشی. اما من دارم پیلۀ تنهاییم رو میسازم. از اندک تلاشی که قبلاً برای

برچسب: نویسنده: آیلین فرهادی تاريخ: يکشنبه 18 فروردين 1398 ساعت: 21:36

When he reached his eighties his vision had deteriorated so rapidly that he could see nothing except the difference between light and dark. Now he was totally dependent on others to read to him; and c

برچسب: نویسنده: آیلین فرهادی تاريخ: يکشنبه 18 فروردين 1398 ساعت: 21:36

اینجا نور نیست.هوا نیست.آرامش نیست.و من دارم پژمرده تر می شوم، روز به روز. پ.ن: توصیفی از محل کارم که این روزها نور و تهویۀ مطلوبی ندارد. تابستان گذشته برای مهار شدت گرمای هوا نورگیر نیمی از پنجره ها

برچسب: نویسنده: آیلین فرهادی تاريخ: يکشنبه 18 فروردين 1398 ساعت: 21:36

صفحه بندی